توی دورترین تصوراتم هم نمی گنجید یروز بشم یکی از بیننده های شبکه فارسی وان....  اونوقت دو هفته متوالی ،  دو تا جمعه ؛  هی بالا پایین شبکه ها رو چک می کنم ، دست آخر روی این شبکه جدا کذایی استاپ می کنم.  اون از جمعه پیش و شادمهر ، اینم از حالا که مجبور بودم تا این ساعت منتظر بمونم تا تکرار کنسرت ابی پخش بشه و ننگ بیننده این شبکه بودن رو به جون بخرم...   یکی نیست بگه کله پوک؛  یادت رفته هر دفعه گفتی دیـــــــــــــــــــــــگه  کنسرت های ابی رو نمی بینی. واقعا هم من نمی فهمم چرا انقدر این بشر توی کنسرتهاش جو گیر می شه....  با هزار و اندی سن شنگول بازی در می آره. اصلا می دونی... به نظرم صداش هم یه عالـــــــــــــــمه عوض می شه. موزیک که دیگه هیچی.. اصلا اصلا  اونی نیست که توی آلبوم ها شنیدیم.... یکی نیست بگه مگه مجبور بودی ببینی که حالا بیای غر بزنی آخه...  فکر کن!  منتظر باشی تا همون ترانه قشنگه که شادمهر براش ساخته رو بشنوی ، اونوقت اون دو تا اون بالا برای هم عشقولانه در می کنند و دست آخر هم مجالی نمی مونه برای کامل پخش شدنش.    اصلانشم امشب دوستش نداشتم...   ابی ِ جلف!   حیفه من که نشستم بخاطر تو ، فارسی وان دیدم !!!!!

البته اینطوریا هم نیستا...  از اونجاییکه من امشب حسابی رو موده غر زدنم ، این یکی بد موقع سر راهم قرار گرفته ، شاید.       امشب یه جاهایی از سریال "چشم باد" رو دیدم... فقط افسوس و افسوس و افسوس...  انگار فقدان ادبیات کلامی و شعور حداقل بین المللی و بلاهـــــــــــت ، در دولتمردان کشور ما(!)  ریشه عمیق داره و سابقه ای دیرینه!  بگذریم که اینها همشون تکرار مکرراتیه که حکایت همون تف سربالا می شه...  پس طبق معمول همیشه سوت می زنیم و رد می شیم...

هفته هایی که گذشت ، دو سه تا اجرا دیدیم که چنگی به دل نمی زدند و آنچنان تئاتر زده مان کرده اند که اووووووووووووووه بیا و ببین.  باز خدا جناب سلیمانی رو خیر بده که این وسط ها  یه زنگ تفریحی ما بین اینهمه اجرای گل و بلبل برامون کار کردند.   "مکبث" علی رغم تمام قاب تصویرهای زیبایی که داشت  با سلیقه شخصی من جور در نیامد و از همون یک ربع ابتدایی چشمم به ساعت بود. از حق نگذریم که لیدی مکبثش خیلی خوب بود....      و  " شهر بدون آسمان"   کیومرث مرادی.  کاش اندازه اسمش قشنگ و با معنی بود. یه موضوع کلیشه ای که نمی دونم چرا  با اونهمه خلاقیت کارگردان و سختی و استرس بیش از اندازه این فورمت کار ، باز هم خسته کننده بود. واقعا کلافه شده بودم.شاید چون اساسا با ( تئاتر ) هایی که از پروجکشن استفاده می کنند  ارتباط برقرار نمی کنم . چه برسه به این یکی که دیگه اگه ستاره پسیانی و پانته آ پناهی ها انقدر خوب اون پایین بازی نمی کردند ، جدا با تصور دیدن فیلم از سالن می اومدم بیرون. کاراکتر "آلما" - زن افغان-  که مشخصا با تلاش خیلی خیلی زیاد پانته آ پناهی هاخلق کرده بود به شدت درگیر کننده و ماندگار بود. طراحی صحنه اش معرکه بود.....اما دست کارگردان رو بسته نگه می داشت برای استفاده از نور . بطوریکه آخر نمایش رسما چشم درد و سر درد گرفتم. نور در طول نمایش خیلی کم بود. که ظاهرا چاره ای هم نبود. در هر حال اجرایی نبود که با لذت سالن رو ترک کنم.....   نگاهی به نمایش "شهر بدون آسمان" وب سایت سیمرغ


امــــــــــــــــــــــــا تو این هیاهوی غر غر و همه چی بده ؛  این رسانه بقول خودش ملی(!) در روال پخش تله تئاتر های همیشگی شبکه 4  چهارشنبه شبها ،  این هفته قسمت اول  تله تئاتر " عیش و نیستی "  نوشته : تیری مونیه  به کارگردانی : هادی مرزبان  و بازیهای خوب : دانیال حکیمی ، الهام پاوه نژاد ، رویا میر علمی ، زهره مجابی ، بهنام تشکر    رو پخش کرد. ظاهرا در 4 قسمت تهیه شده.  برای من که همین نمایشنامه رو  سال پیش در سالن اگه اشتباه نکنم چهارسو دیده و اتفاقا یکی از بدترین اجراهایی هم بود که دیدم ؛ خیلی جذاب بود. و بازیها دلنشین.  برخلاف بار قبل که اصلا اصلا با شخصیت آنیبال کنار نمی اومدم و نمی فهمیدمش ، اینبار   دانیال حکیمی کاملا تیپ ساخته  و شخصیت رو پرداخت کرده بود. همینطور خانم پاوه نژاد. تا پایان قسمت اول که اجرای درستی از آب در اومده بود.

 

- پی نوشت : چه الکی نوشتی شد ، این پست....   راستی دقت کردین اینروزها ، ابرا چقدر قشنگ شدند ؟  خامه ای خامه ای وسط آبی آسمون.  همین باعث شده آییییی سر به هوا بشم اینروزها....  چپ و راست می خورم زمین!!!!

- پی نوشت  : به شدت دلم می خواد قالب اینجا رو عوض کنم. اما هیچ قالبی که دوستش داشته باشم پیدا نمی کنم. ( اینم غر بود ، نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!)

- متن مصاحبه پانته ا پناهی ها ( بازیگر نقش آلما )