و باران ، چه هق هق زنانه ای دارد...
گیلانسرا ، ساعت 1:30
فسنجون با طعم چشم های آبی ...
+
نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۳ ساعت
11:19 PM
توسط Rain |
رد پای فرشته سفیدم داره کمرنگ می شه...
می دونم که حواست به همه چی هست...
می دونم که می دونی من از چی خیلی می ترسم.
کمک کن.
+
نوشته شده در شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت
11:36 PM
توسط Rain |
نداشته هام...
وقتی می خوای دختری رو بگیری اول به مادرش نگاه کن...
.
.
.
.
.
پ.ن: همین یه جمله کافی بود تا خودِ صبح خواب نداشته هام رو ببینم.
+
نوشته شده در پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳ ساعت
11:37 PM
توسط Rain |
...
تو را خودم چشم زدم،
بس که نوشتمت میان شعرهام
بی آن که اسفند بچرخانم دور واژه ها،
تو را خودم چشم زدم
می دانم...
(کامران رسول زاده)
+
نوشته شده در شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳ ساعت
11:38 PM
توسط Rain |
خیلی دور هم که بروی ؛ نقطه نمی شوی. سه نقطه می شوی در شعرهایم...!
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
پیوندهای روزانه
وب سایت گریما
نمایشگر
خوابگرد
لوح
کافه تئاتر
تئاتر شهر
ایران تئاتر
جیره کتاب
خبرگزاری کتاب ایران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشتههای پیشین
خرداد ۱۴۰۳
اسفند ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
مهر ۱۴۰۲
اردیبهشت ۱۴۰۲
فروردین ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۰
فروردین ۱۴۰۰
آبان ۱۳۹۸
دی ۱۳۹۷
مهر ۱۳۹۷
شهریور ۱۳۹۷
مرداد ۱۳۹۷
تیر ۱۳۹۷
آذر ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
مهر ۱۳۹۶
تیر ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
آرشيو
آرشیو موضوعی
دل نوشته های بارونی
فیلم و انیمیشن
رادیو
تئاتر
کتاب
شعر
عکس
خبر
برچسبها
تئاتر
(3)
BLOGFA.COM