گیلانسرا ، ساعت 1:30

فسنجون با طعم چشم های آبی ...

 

رد پای فرشته سفیدم داره کمرنگ می شه...


می دونم که حواست به همه چی هست... 
می دونم که می دونی من از چی خیلی می ترسم.
کمک کن.

نداشته هام...

وقتی می خوای دختری رو بگیری اول به مادرش نگاه کن...
.
.
.
.
.
پ.ن: همین یه جمله کافی بود تا خودِ صبح خواب نداشته هام رو ببینم.


...

تو را خودم چشم زدم،
بس که نوشتمت میان شعرهام
بی آن که اسفند بچرخانم دور واژه ها،
تو را خودم چشم زدم
می دانم...


(کامران رسول زاده)