دوست دارم خدا
پس با خیال راحت ، خودم رو می سپرم به تو مهربان ترینم.
پ.ن: سومین شنبه هفته که به اشتباه بهش می گن دوشنبه ;) این بار 22 اردی بهشت ما
گاهی اوقات کُد ها و نشانه های شاید خیلی ساده اما مشترکی هستند که فقط و فقط بین دو نفر وجود داره. دنیا دنیا بگذره ؛ هزار تا ادم بیاد و بره ، روزگـــــــار صد دور هم بچرخه ، باااااااااااز هم وقتی اون دو تا آدم توی یه جمع موقعیت آشنایی می بینند چه بخوان چه نخوان یهو همه حس هاشون زیر و رو می شه و یاد ِ یه روزی ، یه جایی ، یه وقتی می افتند که حتی خواب امــــــروز رو هم نمی دیدند... خواب این روزهایِ عجیب... خوابِ این روزهای خیلی قبل از "همیشه"....
پ.ن : گاهی حتی رنگ...
مونا گفت : برای ما رو بریز تو یه شیشه. آخه ما با هم کار می کنیم...
تو گفتی : چه خوب ، ایشالله همیشه با هم باشید.
پ.ن: برای همین دیالوگ سادۀ دو خطی و آهی که شاید فقط من شنیدم...برای بغضی که گلوم رو گرفت وقتی استاد رنگها رو با هم ترکیب می کرد و زیادی رنگ ساخت...برای همه کُد های مشترکی که فقط من می دونم و تو .... برای همه حس هایی که یک روز بود تا سر دردت باعث شه تو چشمات نگاه کنم.... براااااااااااااااااااای همه چیز هایی که یک روز بود و فکر می کردیم تا همیشه باقی خواهد ماند... اما الان ، حیلی قبل تر از همون "همیشه" فقط به این فکر می کنم چه آسون همه چیز رو خراب کردی... چه آسون...