من در این گوشه که از دنیا بیرون است... آسمانی به سرم نیست... از بهاران خبری نیست...
اندر این گوشه خاموش فراموش شده یاد رنگینی در خاطرمن
  گریه می انگیزد.... گریه می انگیزد...


ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید...

چقدر حس عجیبی داره وقتی که با سوز می خونه  ؛ ارغوانم آنجاست... ارغوانم تنهاست...  از ته دلش نگرانه... نگران ارغوانش ...چقدر دلم می خواست یروز ، یکی انقدر نگرانم بود... انقدر که تنهام نمی ذاشت... وقتی که می خواست بره و اون دستگاه لعنتی سوت ممتدش رو بکشه  نمی ذاشت...  می گفت ارغوانم تنهاست.... ارغوانم آنجاست... ارغوانم کوچک است هنوز... ارغوانم دارد می گرید....          

چقـــــــــــــــــــــــدر امشب دلم گرفته... یاد سالهای دور... یاد سالهایی  که بود و من قدر ناشناس بودم..... یاد تمام شبهای دورِ تاسوعا....  حالا امشب هم


ارغوانت تنهاست... 
ارغوانت اینجاست...
ارغوانت دارد می گرید....





* ترانه ارغوان / علیرضا قربانی