دو قدم اون طرف تر دیگه هیییییییییییییییییچ خبری نیست!!!
دیگه از فردا
حتی اگه دو قدم اینورتر
باز هم طوفان بشه
باد بیاد
رعد و برق بشه
شیشه اتاق گریم بشکنه
من بترسم.
خارک تا مترو همینقدر ترسناک باشه
جای خالیِ مجسمه وسط میدون شهر انقدر تاریک باشه
ماهِ هلال پشت ابرها قایم بشه
این 57 روز انقدر دیر بگذره
هر شب چسب روی دستم پاک نشه
از این چهار روز به بعد هم باز با نون پنیر بگذره
فکر اجرای ارسباران راحتم نذاره
مترو اکباتان تا ماشین انقدر شبها خلوت باشه
برفم از زنجیرش جدا شه
اون کیف گریم خفنه بنفش نداشته باشه
فرصت کتاب خوندن نداشته باشم
ذلم فرشته سفیدم رو بخواد
یه عالم غر داشته باشم
دو قدم اون طرف تر دیگه هیییییییییییییییییچ خبری نیست!!!