کابوس


ما ،
غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم
باید هم کابوس می دیدیم !

 

رسول یونان

باز هم هفت... باز هم فالِ نیک...

ایمان دارم به لحظه ها.... به تک تک لحظه های عجیب... به در هم پیچیدن نم نم بارونِ غروب و صدای اذان و آب و هلال ماهِ آسمونِ پُر از برگ و باد...
.
.
.
پ.ن: 7 دی 93
باز هم هفت... باز هم فالِ نیک...

بماند که این فصل بی تو گذشت ...

می توان تلخ تر از دوری ات
اندوهی را تصور کرد؟
گُمان می کنم نه!
وَ اما جواب تو آری ست ..
می شد تورا نداشت
می شد پیش تر از اینها
دستت را از دست داد ..

 

تو از من جلوتر ایستاده ای
به اندازه ی خوابِ نوزادی در گهواره
به قدری که آفتابِ فردا را پیش از من نوازش کنی

تو راست می گفتی
می شد تلخ تر هم این روزها می گذشت
بماند که این فصل
بی تو گذشت ..

- سید محمد مرکبیان