حس دانش آموزی رو دارم که دو سال تلاش و تمرین کرده، حالا که وقت کنکور رسیده، سر جلسه هیچی یادش نیست!!

بعد دو سال تمرین خداحافظی کردن، حالا که وقتش رسیده می بینم هیچی یاد نگرفتم. هیچچچچچچی.... نفر به نفر   سخت تر میشه... خداحافظی با بعضی ها دردی داره عجیب وحشتناک. انگار که با هر خداحافظی قلبتو تکه تکه میکنی و یه تیکشو می سپری دستش تا همیشه، دلت می خواد محکم محکم بغلش کنی، انقدر محکم که تو آغوشت برای همیشه حک شه ، بهش بگی مراقب خودت باش حداقل بخاطر دل من که تو دستاته... 

عجیبه! تکه بعضی ها انقدر بزرگه که  جای خالی اون تیکه از قلب آنچنان دردی داره که باورت نمیشه یکروزی حتی خوب شدنی باشه... 

مهاجرت سخته. خیلی سخت...