رمان عادت می کنیم ( زویا پیرزاد )
دنبال مطلبی بودم که کاملا اتفاقی چشمم به لینک زندگینامه "زویا پیرزاد" افتاد. از اونجاییکه سبک نوشتاریش رو خیلی دوست داشتم ، مشتاقانه خوندم و طبیعتا دوباره دلم هوای داستانهاش رو کرد. به نظرم اومد با توجه به اینکه مدتهاست معرفی کتاب نداشتیم ، بد نیست این لینک ها رو در آرشیو موضوعی اینجا در بخش کتاب هم قرار بدم. هر چند که در پستهای مربوط به بخش کتاب حدود 2 سال پیش ( »» اینجا ، دراین پست «««) راجع به این کتاب نوشته بودم.

عادت می کنیم / زویا پیرزاد/ نشر مرکز/ چاپ شانزدهم / 3900 تومان / 266 صفحه
عادت می کنیم ؛ یکی دیگر از کتابهای پر فروش زویا پیرزاد است. نه به اشتهار ( چراغها را من خاموش می کنم ). اما کتابیست با همان سبک و امضای نگارش پیرزاد. گویی شخصیتها از صفحات کاغذ جدا شده و به شکل شخصیتهایی کاملا ملموس و زنده پیش روی ما قرار گرفته اند. اين رمان زندگی آرزو صارمی زن مطلقه و بچهداری است که دلش میخواهد بعضی وقتها خودش را دوست بدارد و کاری که مطابق میل خودش است انجام دهد نه هر کاری که دختر و مادرش میخواهند.
رمان "عادت می کنیم" پرداخت ماهرانهای از شخصیت هایی است که هر روزه نمونههایشان را در نزدیکمان میبینیم. توصیف جزئیات و دقیق شدن در رفتار و موقعیتها وحتی مکانها عاملی است که بیش از هر چیز در این داستان به چشم میخورد وشاید همین توصیفات دقیق از جزئیات حوادث و پدیده هاست که خواننده را در گیر خود میکند و صورتی ملموس به داستان میبخشد ، به طوری که خواننده احساس میکند از نزدیک شاهد حوادث یک زندگی عادی است. ( همشهری آن لاین)
برای من دوست داشتنی بود. هر چند نه به اندازه کتاب اولش. اما توصیه می کنم به سادگی از کنارش نگذرید....