یه روزهایی فکر می کنم به اینکه مثلا چند سال پیش  این روز تقویم چکار می کردم؟! چه حالی داشتم؟! زیر این تاریخ چه چیزی یادداشت کردم؟! چکار می کردم؟ خوشحال بودم یا ناراحت؟!!! چیزی رو ثبت کردم که تا آخر عمر یادم بمونه یا فقط یه برنامه روزانه ساده بوده؟ اصلا با خودکار چه رنگی نوشتم؟؟؟ دو سال دیگه تو این روز در چه حالی ام ؟! اصلا هستم؟ نیستم؟  زندگی چه شکلیه؟! بارونی یا همچنان آفتابی؟! امروز بیشتر از همیشه و همیشه ذهنم درگیر این بازی عجیب شد... شماره ها وقتی پاشون رو تو تقویم ما می گذارن به طرز باور نکردنی ماهیتشون عوض میشه و تبدیل به یک مجسمه ی ماندگار میشن...
.
.
 
پ.ن: حواسمون به روزایی که می سازیم و یادداشت هایی که زیر هر شماره تقویم می‌نویسیم باشه، به یادداشت هایی که رو صفجه تقویم دیگران بر اساس حرف ها و کارهای ما نوشته می شه باشه... شاید عجییییییب زندگیمون رو از این رو به اون رو بکنه...
 
پ.ن: زیر شماره 9 برگه شهریور 96 من نوشته بود: امروز قرار بود ساعت 4...