اینروزها اجراهای خوبی دیدم و پر از ذوقم برای بحث و چالش ...   اما نمی دونم چرا حس برای نوشتن نیست!!!!   "ورود آقایان ممنوع "  ( کتایون فیض مرندی )  "مکبث "  ( بهروز پناهنده )     و یکی دو تا فیلم خوب  قدیمی .. و از همه دوست داشتنی تر " یه حبه قند" رضا میر کریمی.......
اما...

 

عکس : شیوا دهقان پور

کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر / ساعت 18 و 20 /  مدت : 50 دقیقه

" ولپُن "  نویسنده : بن جانسون / طراح ، دراماتورژ و کارگردان : مهدی کوشکی / طراح لباس : شرمین نوابی /  طراح پوستر و بروشور : صالح تسبیحی / موسیقی : آرش صباغ ، علی اصغر کوزه گر 
بازیگران : محمود آقا  زاده ، حسین امیدی  ، داود پژمان فر ، عنایت خادم بشیری ، یکتا خاقانی ،  مازیار سیدی ، میلاد شجره ، آوا شریفی ، پدرام شریفی ، آرش صباغ ، امیر حسین طاهری ، محمد طیب طاهر ، صحرا فتحی ، مصطفی کوشکی ، حوریه میر محمدی

چند لحظه پیش خبری خوندم مبنی بر اینکه نمایش ولپُن برای چندمین بار تا 29  مهرماه تمدید شد.....   جای بســـــــی خوشحالیه که فرصت دیده شدن برای چنین کارهای خوب و قابل دفاعی فراهم باشه.  کار یه گروه بی ادعا که برای خودش ، زحمتی که کشیده  و تماشاگر احترام قائله.  هممون کما بیش با نمایشنامه  بسیار بسیار قدیمی  "ولپن" آشناییم   و خوب می دونیم که باید خلاق باشی  و آشنا به گوشه گوشه صحنه  تا بتونی از اون متن طولانی و کشــــــدار ، نمایشی با ریتم تند در عین حال جذاب ارائه کنی.

با ساده ترین طراحی صحنه ای که می شه  یه نمایش داشته باشه بهترین میزانسن ها اجرا می شد. آنچنان خوب  تغییر صحنه داشتیم که  از تصور هم خارج بود چون گاهی کاملا حضور اون بوم  بزرگ فراموش می شد  و واقعا باورت می شد  صحنه ها  کات می شوند و شاهد صحنه ای دیگه هستیم.  موسیقی به شدت  با فضای کار و نحوه اجرا همخونی داشت. طراحی لباس  به گونه ای بود که اجازه این رو به تماشاگر نمی داد که درزمان و مکان خاصی غرق بشه...   نه امروزی بود متعلق به مکان خاصی  و نه قدمت 400 سالۀ    نمایشنامه ونیز رو داشت...  
شاید بعد از خلاقیت کارگردان  و ریتم بسیار دوست داشتنی نمایش  ، بازیها بود که  به درخشش هر چه بیشتر این نمایش کمک می کرد.  ملموس و روان....  خوده خودشون بودند.   با هنرمندی هر چه تمام تر از پس ریتم تند نمایش و تغییرات میزانسن بر اومده بودند.

خلاصه اینکه ولپُن اثری بود بسیارررررر بسیار دوست داشنی  و دلپذیر...   انقدر سریع همه چیز اتفاق می افتاد که تصور می کردی  توی چشم بر هم زدنی یه داستان خوب از ونیز و آدمهاش برات تعریف شده. حالا که چشمت رو باز می کنی فقط و فقط  پر از حس های خوب  و شیرینی.... 
 

 

داستان زندگی ادمهای تلف شده ، همیشه به درد بقیه آدمها می خوره..........
"بخشی از متن نمایشنامه"

 

ولپن از نگاه امین عظیمی

 نگاهی به نمایش - مهداد ابوالقاسمی / ایران تئاتر