نمایش "'هملت، از زبان مردم کوچه و بازار" (حسن خالقي)
سالن شماره 1 تماشاخانه ایرانشهر / ساعت 17 / مدت : 60 دقیقه / از 15 دي ماه 89 به مدت يکماه
نمایش "'هملت، از زبان مردم کوچه و بازار" / نويسنده : شل سيلور استاين / مترجم : نياز ساغري / دراماتوژ و کارگردان : حسن خالقي / طراح صحنه و لباس : امیر پناهی فر / طراح نور : مجید میرزایی / طراح پوستر و بروشور : حسین صمد زاده / طراح و اجرای گریم : منعم کثیر لو / ساخت ماسک : کامبیز معماری ، حمید رضا قاسمی / عکاس : علی حدادی اصل.
بازيگران به ترتيب ايفاي نقش :امير رضا مير آقا ، فرشيد ناصري ، محمود يوسفي ، شهاب آقابابايي ، صبا حجت ، آتوسا افشاري ، مرتضي ميرزازاده ، غزال محسن پور.
توی یکی از وب سایتها این معرفی نسبتا کامل به قلم خود آقای کارگردان رو خوندم که بد ندیدم برای این مطلب استفاده کنم :
* آشنايي با نمايش نامه اصلي :
هملت نام نمايشنامه اي است نوشته ويليام شکسپير شاعر و نمايشنامهنويس انگليسي که وي را بزرگترين نويسنده در زبان انگليسي دانستهاند. از اين نمايشنامه به عنوان يکي از مشهورترين نمايشنامههاي تاريخ ادبيات جهان ياد ميشود.
* خلاصه داستان :
داستان اين نمايشنامه از آنجا آغاز ميشود که هملت شاهزاده دانمارک از سفر آلمان به قصر خود در هلسينبورگ دانمارک بازمي گردد تا در مراسم تدفين و خاکسپاري پدرش شرکت کند. پدرش به گونه مرموزي به قتل رسيدهاست. کسي از چگونگي و علل قتل شاه آگاه نيست. در همان حين هملت درمي يابد که مادر و عمويش با يکديگر پيمان زناشوئي بسته و هم بستر شدهاند. وسوسهها و ترديدهاي هملت هنگامي آغاز ميشود که شاه مقتول به شکل روح به سراغ او ميآيد. روح بازگو ميکند که چگونه به دست برادر به قتل رسيدهاست و از هملت ميخواهد که انتقام اين قتل مخوف و ناجوانمردانه را باز ستاند. در طي اين ماجرا او باز مييابد که پدر معشوقهاش، اوفليا در قتل پدرش دست داشتهاست. اوفليا از نقشههاي هملت آگاه ميشود و پس از آگاهي از مرگ پدرش مجنون شده و خود را در رودخانهاي غرق ميکند. هملت بلاخره انتقام پدرش را از عمويش ميگيرد و در پايان نمايشنامه هر دو کشته ميشوند.
* و اما 'هملت، از زبان مردم کوچه و بازار...'
اين اثر در واقع داستان هملت با بياني طنز از زبان شل سيلور استاين(شاعر، نويسنده، کاريکاتوريست و خواننده آمريکايي) است. هدف سيلور استاين از خلق اين اثر آن بوده که مردم کوچه و بازار هم با زباني ساده هدف شکسپير را از اين داستان درک کنند.این تئاتر با کارگرداني حسن خالقي و با همکاري گروهي از هنرمندان جوان به روي صحنه مي آيد. شما پس از ديدن تئاتر ما ميتوانيد ادعا کنيد که هملت را تا انتها خوانده ايد !داستان هملت آنگونه که راوی نمایش دوست دارد اجرا می شود.شخصیتهای نمایش هر کدام یک لهجه و یا یک گویش محلی ایران را دارند که توسط راوی هدایت می شوند.
توی یکی از این روزهای سرد و پر از سوز ، بالاخره نشد که حرفمون یکی باشه. فقط و فقط و فقط بخاطر گل روی ماسک های این نمایش راهی تماشاخانه ایرانشهر شدیم. خیلی نشستیم و فکر کردیم که بریم یا نه!!!!! دست آخر به این نتیجه رسیدیم که خیلی زشته که با اینهمه ادعاااااااااااااا و یکسال سر و کله زدن با ماسک و انواع صورتک ، حاااالا که base یه کار ماسکه ما ندیده باشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خلاص رفتیم و کنار 5، 6 تا تماشاگر دیگه نشستیم ردیف اول و چشممون رو دوختیم به ماسکها. این نمایش یجورایی شبهه عروسکی بود چون تمام بازیگرها ( غیر از راوی ) ماسک به صورتشون بود و تغییر شخصیتها با تعویض ماسک صورت می گرفت. اولش برام کسل کننده بود. شاید به شدت خالی بودن سالن باعث ایجاد این حس شده بود. طراحی صحنه رو دوست داشتم ، خیلی کاربردی به نظر می اومد. چیزی از موسیقی یبادم نمی آد. اصلا حالا که فکر می کنم شک دارم که داشته بود یا نه...... ((((((((( وای الان که دارم می نویسم یادم اومد.... گروه موسیقی زنده نمایش ( آرش عزیزی و دیگر دوستانش ) همون جاها جلوی سمت راست صحنه حضور داشتند )))))))) طراحی لباس هم به نظرم خیلی خوب بود.... اما بازیــــــــــــــها ، هر چند که یه جاهایی یادشون می رفت باید حرکت های عروسکی داشته باشند ، اما در مجموع با توجه به اینکه فرصت قدرت نمایی در بیان رو ازشون گرفته بودند و فضای حرکتی محدودی داشتند، خوب بود. من به شخصه دوست نداشم که صداپیشگان و نورپردازان این اجرا روی صندلی ردیف اول نشسته بودند. چون برای دیدن راوی اول توجهت به اونها جلب می شد. کلا این ایده به نظرم جالب نمی اومد که یکی بغل گوشم داد بزنه تا ته سالن صداشو بشنوه..... بجورایی حس شلختگی و بی سلیقگی داشتم... نور یه طرف ، صدا یه طرف ، موسیقی ، بازیگرا.... فضای ذهنی به هم ریخته ای برام می ساخت. و اما گریـــم ؛با تمام احترامی که برای طراح و مجریشون قائلم ، خیلی بد بود.... گریم تقریبا در حدی بود که انگار بازیگر قرار بود روی صحنه سالن شماره 1 ایرانشهر بازی کنه ، نه در ردیف اول و جلوی چشم تماشاگر با فاصله ای خیلی خیلی کم..... قبل از شروع نمایش تصور می کردم از اونجاییکه تعداد بازیگرانی که قرار بود گریم شوند فقط یک نفر بود ، انرژی و وقت بیشتری برای همون یک نفر گذاشته بشه. و امااااااااا ماسک ها... بعضی هاشون خیلی خوب شخصیت پردازی شده بودند.. اما با یکی دوتاشون ارتباط نگرفتم. هر چند که اصولا نورپردازی تئاتر هم تاثیر خیلی زیادی روی صورتک های نمایشی دارند ، روی تمیزی و سلیقه ای که براشون گذاشته شده. گاهی یک نورپردازی اشتباه می تونه اون رو خیلی کثیف نشون بده...

قیمت بلیط :10000 تومان و برای دانشجویان : 7000 تومان
جهت رزرو تلفني :
88814125
88814126
88814115
88814116
* جهت رزرو اینترنتی با سایت زیر مراجعه کنید :
http://www.tamashakhaneh.ir/Fa/Shopping.aspx?m_id=86
آلبوم عکس "هملت به روایت...." ( کافه تئاتر)
لازم به ذکر است که این نمایش :- برگزيده ي سيزدهمين جشنواره بين المللي تئاتر دانشگاهي / - برنده ي جايزه اول بازيگري / - بنده ي جايزه دوم کارگرداني / - نامزد بخش خلاقيت و نوآوري
- پی نوشت : تمام طول اجرا داشتم به این فکر می کردم که واقعــــــــــــــا نداریم نمایشهایی که بتونن سالن رو از این پُر تر بکنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این نمایش به نظرم چیزی بیشتر از اجرایی برای کارگاه نمایش یا مولوی نداشت.... چون با انتخاب این سالن در وهله اول به خودشون ضربه زده بودند. نمایش های اینچنینی که به شدت نیاز به ارتباط گرفتن با مخاطب داره ( توسط راوی ) نمی تونه اجرایی خوبی در این سالن خالی که بخاطر فرمتش خالی تر هم به نظر می آد داشته باشه.....