نمایش "نور" ( جعفر مهیاری )
بااااااااااااااااااز هم تالار هنر و یک دنیا عشق.... یکی از پر انرژی ترین نقاط دنیا برای من محسوب می شه.به جرات می تونم تا چند روز بعد هم سرشارم از انرژی های مثبتی که از اونجا گرفتم. هر گوشه که نگاه می کنی دل های کوچولویی می تپه که هنــــــــــــوز پراز سادگی و آرامشند.. هنــــــوز زشتیهای این دنیا دلشونو سیاه نکرده. هنوز نفهمیدن دورویی یعنی چی! دروغ چه رنگیه ؟! چجوری سر همدیگه رو کلاه بذارن... از کدوم سمت همدیگه رو دور بزنن.... چه شکلی برای هم قیافه بگیرن... هــــــــــنوز بزرگترین غمشون ، گم شدن عروسکشونه.... هنوز نمی دونن جنگ چیه... نمی دونن برای داشتن خیلی چیزا باید جنگید.... دردکشید.... غصه خورد.... نمی دونن گاهی اوقات یه چیزایی رو هرگز نمی شه داشت..... دنیاشون قد اتاق اسباب بازیهاشون کوچیکه... انقدر کوچیک که فاصله دو تا دست کوچولوشون یعنی همـۀ دنیا...
تالار هنر / ساعت 17:30 / مدت : 60 دقیقه ( تا 24 دی ماه )

نمایش "نور" نویسنده و کارگردان: جعفر مهیاری / آهنگساز: فرشید اعرابی / طراحی نور، صحنه ، لباس : جعفر مهیاری / بازیگران: پرستو گلستانی ، سعید ابک ، محمد رحمانی ، متین گودرزی ، فاطمه پور هاشمی ، تارا حیدری ، اصغر صابری ، محمد لقمانیان ، مهدی رضا آزادان ، ساناز عبدالرزاق ، نیما بابا زاده ، آناهیتا صفی خانی
توضیحاتی راجع به نمایش ، به نقل از وبلاگ اختصاصی تالار هنر : نمايش «نور» به كارگرداني جعفر مهياري و بازي پرستو گلستاني از روز يكشنبه 28 آذر ماه در تالار هنر اجرا ميشود. اين نمايش بدون كلام كه بر اساس نور و رنگ شكل گرفته، تجربهاي خاص در حيطه نمايش كودك و نوجوان است. نمايش «نور» روايتگر درگيري انسانهايي است كه نوري بر زندگي آنها تابيده مي شود و دو كودك در صدد كشف آن بر ميآيند تا با آن صلح و دوستي را به زندگي بازگردانند.
چیزی که به محض ورود به سالن همه حواست رو معطوف خودش می کرد، حضور پراکنده بازیگرا توی سالن بود. هر کدومشون روی یه صندلی نشسته بودند… حس خوبی داشت… وقتی نور صحنه روشن می شد و از دل تماشاگرا بازیگری روی صحنه می رفت….یجورایی این حس رو داشت که اون چیزی رو که قراره روی صحنه ببینیم ، اون آدمها… ممکنه خودمون باشیم ، اونی که داریم سر یدونه توپ باهاش می جنگیم ، یروز بغل دستی خودمون بوده باشه…. جدال رنگها رو دوست داشتم . و بیشتر برای اینکه آدمها با اینکه دسته بندی رنگی شده بودند ، اما اینکار برای نشان دادن خوب یا بد نبود. خلاصه اینکه پر از فکر بود و دوست داشتنی. هیجان حاصل از نور و رنگ و موسیقی خیلی خوب بود. هر چند که به عقیده شخصی من ، کوچولوها حوصله دیدن نمایش بی کلام رو خیلی کم دارند ، کما اینکه در پایان هر پرده و رفتن نور دو سه تاشون با فریاد از مامانشون می پرسیدند تموم شد؟ این یعنی اینکه آغاز و پایان و میانه داستان رو نگرفته بودند.
ورِ بدجنسم می گه: برای من یکی وقتی نمایش های حوزه کودک جذاب تر می شه که دیالوگ داشته باشه…. اونوقته که هیاهوی بچه ها هم بیشتره. طول نمایش می گذره به سوالهای عجیب و غریبشون که پر از سادگیه. با کلمات گاها اشتباهی و جمله بندی های جابجا و دوست داشتنی….