بالاخره  امروز با  CAROL""  هم خداحافظی کردیم .......  یه پروژه یک روزه که درست اندازه اجرای عموم دوستش داشتم و موقع خداحافظی حس  شب پایانی اجرا همراهمون بود....   فقط می تونیم امیدوارم باشیم ،  هر چه زودتر اجرای عموم بگیره و دوباره روزهای طلایی و شاد پیوتر اوهه تکرار بشه.  هر چند که امروز همه چیز خوبه خوب بود و پر از انرژی های مثبت ، هر چند که بعد از مدتها بیکار می شیم و می تونیم نفس بکشیم ، هر چند که توی این مدت کوتاه تمرینات " کارول"  و خود اجرای امروز خندیدیم و خندیدیم و خندیدیم و یه عالـــــــــــــــــمه  خاطره های رنگی توی کوله بارمون گذاشتیم ،  از همون روز اول تمرینها توی سنگلج بگیـــــــــــــــر تا جشن تولد کوچیکمون تو همون پلاتوی سیاه  و تقارن ساعت تمرینات و اجرای مولوی و تمام بدو بدوها این چند روزه ، حتی حکایت آقا شیره امروز.... هر چند که امروز دوباره با اونهایی بودیم که یه دنیا خاطره و تجربه رو مدیون حضورشون هستیم ؛    اما خسته ام ، خیلی.....  تو نبودی تا برات  تعریف کنم از تمــــــــــــــام این روزها.  چقدر تلخه که یواش یواش همه دارند متوجه نبودنت می شوند.....  

کاش بودی..... کاش هیچوقت نرفته بودی....